اگر به دنبال رمانی نفسگیر هستید که شما را با دنیایی از جنایات هولناک روبهرو کند، کتاب تابوتهای دست ساز از معروفترین آثار ترومن کاپوتی را از دست ندهید. او در این داستان گزارشگونه ماجرای واقعی قتلهای زنجیرهای را به تصویر میکشد که شما را با هیجاناتی غیرقابل توصیف همراه خواهند کرد.
معمولا رمانهایی که براساس رویدادهای واقعی نوشته میشوند جذابیت چشمگیری دارند، زیرا شما به عنوان مخاطب رمان در خط به خط کتاب به این موضوع فکر میکنید که هر کدام از شخصیتهای قصه در زمان وقوع وقایع مختلف چه احساسی داشتند و یا اینکه اگر شما جای آنها بودید چه تصمیماتی را اتخاذ میکردید. حال گمان کنید اگر این رمان ژانری جنایی داشته باشد و شما بخواهید خودتان را جای کارآگاه اصلی داستانی تصور کنید که سعی دارد از مخوفترین جنایات پرده بردارد، چه احساسی خواهید داشت؟
گزیده ای از کتاب :
شهری در یکی از ایالتهای کوچکِ غربی. شهر مزارعِ پهناور بسیاری در خودش جا داده و پنبهزارهایی در اطرافش است؛ با جمعیتی کمتر از ده هزار، دوازده کلیسا و دو رستوران دارد. توی خیابانِ اصلی شهر تالار سینمایی هست که اگرچه ده سالی میشود فیلمی نشان نداده، همچنان بیروح و ملالانگیز سر پاست. شهر زمانی هتلی هم داشته اما حالا تعطیل شده و این روزها تنها جایی که یک مسافر میتواند تویش سرپناهی پیدا کند، مُتل پرِیری است.
مُتلی است تمیز، اتاقهایش حسابی گرماند؛ این کُلّ چیزی است که میشود دربارهاش گفت. مردی به نام جِیک پِپِر تقریباً پنج سالی آنجا زندگی کرده. پنجاه و هشت ساله است، زن مُرده با چهار پسرِ از آب و گِل درآمده. قدش پنج پا و ده است، در سلامتِ کامل، و پانزده سالی جوانتر از سنّش نشان میدهد. چهرهی سادهی خوش ترکیبی دارد، با چشمانی به رنگِ آبی روشن و دهانی کوچک و جمع و جور که حالتهای عجیب و غریبی میگیرد، حالتهایی که بعضی وقتها خندهاند و بعضی وقتها نه. سرِّ ظاهرِ پسر بچه وارش در لاغر و باریک بودنش نیست، در گونههای برآمدهی به رنگ سیبهای رسیدهاش هم نیست، در خندههای پررمز و رازِ شیطنتبارش هم نه، در موهایش است که این آدم برادرِ کوچکِ کسی دیگر به نظر میرسد: طلایی سیر، کوتاه شده و چنان پیچ خورده بالای پیشانی که واقعاً نمیتواند شانهشان کند؛ سرش را تقریباً خیس آب میکرد.
هنوز هیچ نظری برای این محصول ثبت نشده است.